تبليغاتX
تبعیدی 13 شصت
JUSt laugh At MeEe .. .Cause Thats the way It iS
 وداعـــ /
بلاگفا ما داریم میرویم . (آیکون صدای گریه جمعیّت)

 

پ.ن.ر.ر : از ر/زحمات دوساله بلاگفا واقعا موچّکریم ...

 

www.tabeedi13shast.com

 

|+| نوشته شده توسط شادی تبعیدی در 88/07/06  |
 سهــم من /

واقعا چه قدر خوب است  كه آدم با كسي مثل  تو زندگي كند . چه قدر خوب است كه آدم به يكي مثل تو پشتش گرم باشد . چه قدر خوب است كه آدم ميتواند هميشه روي كسي مثل تو حساب كند . تو چه قدر  پر رنگي ،  سنگين ترين حجمي كه گاهي نفهميدمش .

بابايي لازم است بگويم الان چند سال گذشته ؟؟؟‌ خب خيلي سال ... الان  ديگر خيلي سال گذشته از روزهايي كه فكر ميكردم براي زندگي كردن خيلي چيزها احتياج است .

كاش مستبد بودي . كاش همه اين چيزهايي را كه سالها ست  ميدانم همانروزهايي كه با همه دخترانگي هاي  مهيج پر حس ا م جلويت رژه ميرفتم  به زور توي كله ام فــرو ميكردي  .

بابايي تو چه قدر طولاني و صبوري .

همين الان هم که  اينجا نشسته اي و فاصله  هر لبخندم با اين سرفه هاي چركي  آنقدر كم است كه گلويم همش خراش ميخورد هم دلم برايت تنگ ميشود  ميدونم ميدوني .

بابايي  داشتن تو عميق ترين اتفاق دنياست .

دور جهان را ميگردم هيچ كس نيست  ، دوباره تو هستي و من و چه قدر خوب است كه  آدم بداند يك مرد كامل يعني چه .

باز هم   

         پيدا شو

  و مرا

                            آنـــ بــالا

   نشانم بده

                   در اوج /

 

|+| نوشته شده توسط شادی تبعیدی در 88/06/29  |
 ...

سه شنبه  مرداد 1388 ساعت: 0:46

توسط:بهار

 

سلام  خوبی ؟ چه طوری؟؟  زنده ای ؟؟ اوه اینا كه همش شد سوال

هويي ي ي ي ي  دختره

 يه دفه ديگه بگي من حال ندارم و بياي هي غر بزني هر چي ديدي از اونجای عمت ديدي

 حالام برو يه جاي تر و تمييييسس واسه خودت جور كن

 مراقب باش كمونه نكنه

 يه گوشه ديفالي چيزي باشه

 نبينمم ديگه به اون افغاني عزيزم حيگرم ميگرم مههههده م دلم قلوه م روده ام و اينا توهيني بكني وگرنه ميزنم تو .. نداشتت

 حالام ديگه حرف اضافي نباشه

 آپ كن زوددددددددددددددددددددددددددددد

اخخ خ خ استخووناممممم

 زوددددددددددددددددددددددددددد

خوشحالم که وبلاگ من جايي بوده براي يافتن اندكي دوستان خوب و قيمتي ... بعد از رفتن « بهار» اين رو معترفم ... از ديشب مدام فكري ام كه آيا بودنم در اين دنياي مجازي ارزش اين رو داشته  كه اينهمه درگير يك يك دوستانم  بشم....شريك لحظه هاي غم و شادي شون باشم يا حتي  شايد لحظات سخت رو براشون  آسان كنم . . چيزي كه خودم به شدت به آن محتاجم و كمتر كسي  را راه بدانجاست .

عزادارم .. عزادار دوستم.. بهار من رفت ....اونم تو تابستون ... اونم روز قبل از تولدش ... بهار از اون دخترایی بود که زود عاشقش شدم ولي هیچ وقت بهش نگفتم چون ميدونستم كه اونم به شدت مثل خودمه .. بارها گفتم سر وقتش  بهش ميگم  ....بارها من رو متوجه كرد و بارها من رو سوزوند .... خدارو شكر ميكنم كه  چندروز قبل از  تاريح پروازش حسابي باهم حرف زديم  و از چيزايي گفتيم و شنيديم كه ارزوهامون بود  ... وقتي گفتم :تو كه رفتي و سوروندي ، فكر دل مارم نكردي گفت : خب تو هم كاراتو بكن واسه دكترا بيا اينجا خره ... و بعد كلي قول و قرار گذاشتيم .  اما حالا پرت شدم به دنياي وحشي وحشي وحشي واقعيت ... دلم پره  مثه يه دريا .. . هنوز  ناباورانه باور ندارم رفتنش رو ، چرا که اخرین پیغامم قبل از پر کشیدنش به آسمونا،  روی زبان « ساقی» موند و اون هیچ وقت تو بیداری نشنید... که میدونم حالا دیگه شنیده .

 بهارم دوست دارم .. روحت شاد .. تو قلبمی برای همیشه .

|+| نوشته شده توسط شادی تبعیدی در 88/06/08  |
 واردات جومونگ يا چگونه تجاوز ملي نشده باشيم !!!

شخصا تا چند روز  قبل حتي نميدانستم ايشان زن هستند يا مرد . اما حال  ديگر به مدد دوستان و عزيزاني كه علاوه بر خوردن سريال از شبكه هاي  وطني، چندين سري دي وي دي با كيفيت بالا از ايشان را نيز خريداري  كرده اند ، از قضيه اقبال  عمومي ايشان آگاهي يافتم . البته نا گفته نماند كه تبليغات بلاگفاي عزيز مان (همين سمت چپ مانيتورتان)  نيز بي تاثير نبوده و نيست  و خب همين جا تشكر ميكنم .

  میخواهم در اين واسفاي ديو و ددي  به جنبه هاي مثبت و كارامد« واردات جومونگ » يا « چگونه بيانديشيم تا خود را مورد تجاوز ملي واقع شده نبينيم» بپردازم . پس بيائيد براي يك بار هم كه شده اجازه بدهید ما ديگر در اين كثرت روشنگري هاي چپ و راست - لااقل در مورد ورود ايشان به مملكت - به  مال اندوزي هاي شركت هاي خصوصي از گٌرده ملت  ، سياست بنداز برو ،  قالب كردن فرهنگ سطحي نگري  و  پرده دري ها از راز ٍ كار ٍ اين كائنات دون  و غيره  اشاره اي نكنيم .

اصلا درست است كه ميدانيم مثلا  اقتصاد كشور رو به وخامت است يا  مثلا سياست  در حال اغماست  اما اينها  كه دليل قانع كننده اي براي بي توجهي به سرگرميهاي ملت هميشه در صحنه مان نميشود!!!  شخصا در اين وانفساي روزگار  كه شرحش رفت و در راستاي  «مثبت گرايي » عظيم ذهني  ام ، تنها نكته اي كه توانستم بدان نائل شوم اين  بود كه ايشان به جهت همين شمشير بازي اي كه دارند ميتوانند در امر تعليم اين فن مفيد بسيار مثمر ثمر بوده و  چه بســا باشند ، چرا كه همگان گواهند كه ايشان شمشير باز قـــهاري هستند .

شمشير بازي ورزش روزگاران كهن است . فن شمشير زدن و استفاده از آن براي  حمله و دفاع , تاريخي بسيار دراز دارد . شمشير مهمترين اسلحه بشر طي چندين هزار سال بوده است و بهمين دليل هم تنها ورزشي است كه تاريخي روشن دارد و مدارك زنده و گويايي در موجوديت آن وجود دارد .

اساسا هميشه «دومين » سوالي كه در ذهنم پس از شنيدن كلمه « شمشير » شكل ميگرفته اين بوده كه  آيا امام زمان  با شمشير ظهور خواهند كرد ؟  

براي يافتن پاسخ مطالب چندی راجستجو کرده و  با دو تئوري غالب روبرو شدم .

 1- برخي که معتقدند از آنجا كه حرکت فناوری مدرن نه تنها « متوقف » نمى‏گردد، بلکه با سرعت « تکامل»‌ نيز مى‏یابد . تکاملى که توأم با پیشگیرى از جنبه منفى زندگى ماشینى و خطرات ناشى از آن خواهد بود. پس نمى‏توان واپس گرایى و ارتجاع علمى و ابزارى را باور نمود و معتقد شد که انسان عصر ظهور آن چنان گذشته گرا مى‏گردد که همانند آبا و اجداد خویش با شمشیر بجنگد و دفاع ‏کند!!

2- از طرف ديگر آمده است كه يكي از القاب حضرت ولیعصر (عج) « مبدیء الآیات » به معنای ظاهر کننده نشانه‌های عظمت الهی است و یکی از علامت‌های عظمت الهی از کار افتادن سلاح‌های روز و بدون استفاده شدن آنها در مقابل اراده آن حضرت است. اگر بپذیریم که آن حضرت با سلاح‌های  كشتار جمعي امروزی  بسیاری از مردم را به کام مرگ بسپارند باید بپذیریم که آن حضرت شماری از بی‌گناهان را نابود كرده اند  و این مفهومی بجز بی عدالتی ندارد ولی عدل او چنان است که بجز معاندان، دیگران کشته نشوند.  پس عليرغم پيشرفتهايي كه درتوليد  سلاح صورت گرفته است امام زمان همچنان بايد به مدد  اسباب و وسايل طبيعي كه همان شمشير صدر اسلام است به مبارزه و تشكيل حكومت بپردازند . پس اصلا شايد ريشه اين  دعوت از جناب جومونگ  نهفته در تبحر ايشان  باشد !

+ دوستان مرتبط نویس  :  ایرانی نامه    قلم فرانــسه  من و من  انارنقره ای  غزل خونه  جلوتر از گرینوچ  من واقعـــى  براده های قلم  تلخـــون  ميس كارتون  آویسینــا  بادبادک باز  سراب  فرانی دیوار سیــاه و سفید  وزغ الدین شاه  وهم سبز پوریا منزه یادداشتهای یک دانشجوی دهاتی 

شما هم دعوتید .

 پسانوشتار روحي رواني : گويا چاه نكنده منار ربوديم . اميد كه با اين سخنان خاك بلاگفايي و غيره ي خود را به توبره نكشيده باشيم . يا هو !!!  

 

 

 

|+| نوشته شده توسط شادی تبعیدی در 88/06/02  |
 صاف و صوف 2!!!!
تو در آینه نگه کن که چه دلبری

ولیکن

 تو که خویشـــــــ تن ببینی

نظرت بـه ما نـباشد . . .

 

ـپ.نـ.ر.ر: بدانيد و آگـــاه باشيد كه همچنان هواميخوريم.

 

 

|+| نوشته شده توسط شادی تبعیدی در 88/05/21  |
 
 
بالا