ادای شــــعر
سیر و ماست حوردم تا بیاید
نیامد
به خانه اش رفتم
کسی نبود
خاستم بنویسم
عقل واژه ها سر جای شان نبود .
آ. . ی! دیگر غدای ساده پیش نهاد نکنید لطفن !!
خواب مان خیلی ســــبــک شده
دارد ادای شعر در می آورد !!!
بازهم تشکر از جناب داوود ملک زاده به خاطر زدن حرف دل ما
پسانوشتار روحی روانی : درسام سنگین شده .بی خابی هم دردی بر دردهای دیگرم . مدتی دوری از عالم مجازی تجویز میشه تا در آرامشی حقیقی خودم را بغل کنم. سفت . میرم اما توی دست هام یه تابلوی زیبا گرفتم که اون گوشش کوچولو برای شما نوشتم " به زودی در این مکان یک مقدار شادی* نصب میشه!"
بعد نوشت : عسل گفته که : حق توی شکم بره ایه که گرگ خوردتش.ناهارو باید بدون حق بخوری چون گوشت این بره هه به رستوران نمی رسه.بی خیال...:)
حالا وقتی بعد از دو روز میای و با این یک عدد کامنت برتر رو به رو میشـی علاوه بر اینکه هوس میکنی که زودتر برگردی دلت خیلی میخاد که این دختر رو سفت بغل کنی. . . اما خب بدلیل کمبود امکانات فقط باید بلند شی و به افتخارش ایـستاده کف بزنی.
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
شادی تبعیدی در
87/09/07