ترجیح میدم که توضیح ندم که چرا علیرغم ته کشیدن شورو نشاط سی آسی ام به یک چنین جمعی رهسپار شدم که این خود حدیثیه مفصل که ؛ نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند و نه هر که آئینه سازد سکندری داند؛ ما هم که نه چهره بر می افروزیم و نه سکندری بلدیم . اما در ادامه حضرت حافظ میفرمان که " گر طمع داری ازان جام مرصع می لعل / ای بسا در به نوک هرمژه ات باید سفت " الغرض اینکه ما هم رفتیم تا هم سفته باشیم و هم تحریم حضور دراین قسم جلسات را شکسته باشیم ، و خب متاسفانه در همان ابتدای امر دچار حال گرفتگی شدید شدم ،چرا که به دلیل ارائه نکردن کارت دانشجویی ام با هزار ضرب و ایضا زور، وارد سالن شدم ؛ سالنی که به راحتی میشد دریافت که طرفداران میر حسین موسوی نیز بخش قابل ملاحظه ای از آنرا به خود اختصاص داده اند .. بعدش علیرغم میل باطنی م مجبور شدم برای اولین بار به نحوی صادقانه به قابلتیهای بالفعل کارت دانشجویی ام که قریب به یک سال است از محل آن هیچ اطلاعی در دست ندارم ، از ته قلبم ، اذعان کنم ....بگذریم ... مدتی بعد جناب حاج آقای کروبی وارد شده و با این مطلب که سوالات شما هیچ گونه محدودیتی ندارند جلسه تبلیغاتی خود رارسما آغاز کرده و فرمودند اگر " اعتراض آمیز، تیغ دارهم که باشد ، تا حدی که مربوط به اطلاعات ماست جواب میدیم "
ایشان به منظور تبیین اینکه اگر به من هم رای نمیدید خب ندید اما حتما رای بدید چنین فرمودند که "جریان فکری که از قدیم بوده است این است که اهمیتی به رای مردم نمیدهد . این اندیشه که روز به روز نیز قوی تر میشود، پنجه افکنده و خیلی جاها ممکنه مشکل ساز شود برای جمهوریت نظام که امام گفت میزان رای ملت است ... باید در انتخابات آنچنان مردم مسلط شوند که آن تفکر در مقابل رای مردم حداقل 6 ماه بره تو کما ." - مرگ بر دیکتاتور(چند بار) -
سپس ایشان با معرفی دو معاون خود تمامی احساسات دوستان را به سمت حسن انتخاب خود جلب کرده و شعارهای انتخاباتی خود را مبنی برتغییر قانون اساسی ، رفع تبعیض جنسیتی وغیره تکرار کردند - که باشعار بانوان حاضر با مضمون" سهم من نیمی از آزادی است ( چند بار ) " دنبال شد .
بعد ازآن درتوضیح شعار رفع تبعیض جنسیتی تنها به ذکر این نکته اکتفا نمودند که " مثلا اگه خانوووم دختری یه رشته قبول بشه بگن نمیشه .. ما اینو قبول نداریم .. " و با اشاره به مواردی ازقانون اساسی که میتوان با اثر بخشی مثبت برروی آنها تا جائیکه فقه اجازه میدهد آنها را تغییر داد ، ادامه دادند " جمهوریت و اسلامیت نظام قابل تغییر نیست . سپس افزودند " ما نفهمیدیم بالای صندوق ذخیره ارزی باز بوده یا زیرش سوراخ بوده .. آیا اینه قاطعیتی که ما داریم .. دوتا نامه مینویسیم اصلا جواب مارو نمیدند . آیا اینه اقتداری که امام میخواست .. ما آخوندا هم که 30 ساله داریم حرف میزنیم براتون اما چون عمل نداشتیم این شده ... "
ایشان پس از دعوت همسر خود برای ایراد سخنرانی توضیح دادند : " شما بچه ریزمنو بزرگ کردید الان هم باید بیایید و مسئولیت بپذیرید .. ای کاش این خانم خانوم من نبود .. نبود ،میگفتم که چه کارایی کرده ...
در این بین یکی از دوستان پلاکاردی را بالا نگاه داشته بود مبنی براینکه به نفع اصلاحات کنار بروید که کروبی گفت : متاسفم برای کسی که میگه تو برو کنار تا اون بیاد.... ما با هم رفاقت و رقابت داریم " . این سخن تا جایی موثر افتاد که در کمال ناباوری بنده با توافق یکباره دو حریان آپوزیت حاضر، دوگروه بر آن شدند تا با سردادن شعارٍ موسوی کروبی ، اتحاد ، اتحاد (چند بار ) گامی اساسی در حهت ناامنی های اخیرشان بردارند .
پس از آن با مطرح شدن سوالات نمایندگان حاضر و جوابهایی که داده میشد هر بار ادامه جلسه با مشکل مواجه میشد ،علی الخصوص با ورود نماینده بسیج که با لفظ هووو از سوی دوستانش استقبال شد اما با هر بار با دعوت به آرامش و احترام متقابل از سوی حاج کروبی ادامه جلسه ممکن میشد . عده بسیاری هم طبق روال معمول موفق به طرح سوالات خود نشدند که این امر مدام بر نارضایتی آنها می افزود و درست به همین دلیل بود که دوست عزیزم با صدایی آژیرگونه و با قدرتی افزون بر 140 دسی بل – تو مایه های بوق کشتی - مدام فریاد میزد " من سوال داشتم ، کتک خوردم " ، که بنده با توجه به بی اعتنایی او و احتمال بروز آسیب دیدگی شدید خودم و خودش و غیره ، شخصا ایشان را به ادامه روند مذاکرات دیپلماتیک در قبال طرف متخاصم رهنمون کردم ، تا در نهایت توانسته باشیم ، تنها با آسیب دیدگی شدید در ناحیه پرده صماخ جلسه را ترک کنیم...
در پایان این دیدار جهت رمانتیک سازی قضایا و به پاس مفهوم آزادی ، دو کبوتر سفید از قفس رها شدند که یکی ازآنها پس از عبور از همه موانع سر راه خود در کمال تعجب حاضرین ، با نشستن برروی پلاکارد بزرگ چهره یک دانشجوی سیاسی در بند توانست ، بی آنکه تا مدتها از جای خود تکان بخورد ، توجه آقای کروبی و همه دوربینهای حاضر را به سمت خود جلب کند.
با امید به اینکه ،هر چند تا گروه موجود ، دارای درک بالایی از نقاط قدرت و ضعف خود و همدیگر باشند ،مایلم با نگرشی غیرجانبدارانه به بسته های انتخاباتی پیش رو، و با بی توجهی به متحدین و متخاصمین حاضر اعلام کنم که ای کاش روزی برسد که آزادی های طبیعی من و شما تنها رویاهایی نباشند که به پرواز درآمدنشان همچنان درحد یک آرزو باقی بمانند .

تصویر از مرتضی خسروی
|
+| نوشته شده توسط
شادی تبعیدی در
88/03/12
|